خلاقیت در خدمات

Strategy

برنامه ریزی استراتژیک

Web

توسعه وب و بهینه سازی

Content

محتواسازی

Digital Marketing

بازاریابی دیجیتال

Creative

توسعه خلاقیت

Public Realation

روابط عمومی

home um group
برنامه ریزی استراتژیک

ما در چتر برند ایران به این نتیجه رسیده ایم که حتی بهترین ایده ها اگر فاقد برنامه ریزی، ارزیابی و پایش مجدد باشد به هیچ وجه قابلیت اجرایی بودن و اثرگذاری را نخواهند داشت.

ما یک پایگاه گسترده ای از ابزارهای برنامه ریزی استراتژیک برای بهره مندی به مشتریان خود ارائه می دهیم.

  • ارزیابی برند /کشف برند
  • جایگاه یابی برند / توسعه برند
  • تحقیقات بازاریابی
  • برنامه های بازاریابی بانک اطلاعاتی
  • برنامه ریزی رسانه ها / بودجه بندی و مدیریت زمان
  • برنامه ریزی یکپارچه دیجیتال
  • برنامه ریزی انواع کمپین های تبلیغاتی

توسعه وب و بهینه سازی

تیم چتر برند ایران محتوای با کیفیت را با هویت بصری و طرح های حرفه ای ترکیب می کنیم که در نتیجه یک تجربه کاربری آنلاین قوی تولید کنیم.

علاوه بر این، تیم ما یک رویکرد پیشرفته برای بازاریابی موتورهای جستجو (هر دو ارگانیک و پرداخت شده) را ارائه می دهد که  مشتریان را در رتبه بالا نگه دارد.

تیم ما با طیف گسترده ای از ویجت ها، برنامه ها، طرح های پاسخگو و ابزارهای تحلیلی که برای ایجاد و مدیریت وبسایت های مدرن امروز استفاده می شود، در حال حاضر باقی می ماند، تضمین توسعه وب سایت هایی که کاربران را درگیر می کنند و نیازهای مشتری را برآورده می کنند.

–     طراحی و توسعه وب سایت
–     بازاریابی موتور جستجوگر (SEM)
–     بهینه سازی موتور جستجو (SEO)
–     وب آنالیتیکس
–     عملکردهای وب پاسخگو و دوستانه برای موبایل
–     طراحی و بهینه سازی UI / UX

محتوا سازی

توسعه  دقیق محتوای با کیفیت و هدفمند، تبدیل به موضوعی بسیار حیاتی ،برای تمامی کسب و کارهای امروزی و فعالیت های بازاریابی و برندسازی سازمان ها شده است . همانطور که می دانید توانایی ارائه محتوای با ارزش بالا می تواند نقش مهمی در برقراری ارتباط مؤثر را برای کسب اعتبار و تخصص یک شرکت در بازار ،  ایفا کند .

–     نگارش محتوای متنی / خبری / آموزشی و فنی
–     کاغذهای سفید
–     تولید محتوای ویدئویی
–     نگارش و ترجمه مقالات
–     داستان نویسی برند
–     مقالات فنی

– محتوای صوتی / پادکست و …

بازاریابی دیجیتال/شبکه های اجتماعی

بازاریابی دیجیتالی یک ساختمان مهم در برندسازی  است و خود رسانه های اجتماعی ابزاری فوق العاده مؤثر برای تعامل با بازار است. تیم ما  می داند که چگونه به درستی تلاش های بازاریابی دیجیتال را برای کمک به شرکت ها در افزایش آگاهی ، تحقق سطوح بالاتر درگیر مصرف کننده و هدایت ترافیک بیشتر به وب سایت شما انجام دهد.

–     جستجوی پرداخت شده (تبلیغات Google)
–     برنامه های پرداخت برای هر کلیک (PPC)
–     مدیریت رسانه های اجتماعی
–     استقرار محتوا
–     شناسایی و دسترسی به آنفلوانزا
–     نظارت بر عملکرد
–     LinkedIn، Twitter، Facebook، Instagram، etc.

توسعه خلاقیت

تیم خلاقیت چتر برند ایران  به ایده یابی و خلق مفهوم مناسب برای هر کمپین کمک می کند و اطمینان می دهد که ما بهترین نتایج ممکن را به مشتریان ارائه می دهیم.

تیم خلاقیت ما در زمینه ی بازاریابی بسیار با تجربه بوده و مهارت های لازم برای ایجاد تعادل بین محتوای مبتنی بر واقعیت ، با ایده های خلاقانه ای که توجه مخاطبان هدف را جلب می کنند را دارا می باشد.

  • ایده پردازی
  • طراحی و برنامه ریزی کمپین های تبلیغاتی
  • طراحی هویت بصری
  • طراحی گرافیک
  • تولید ویدئو و تیزر
  • عکاسی صنعتی

 

روابط عمومی

تلاش های روابط عمومی فعال و درگیرانه می تواند در حفظ حضور پررنگ بازار نقش اساسی داشته باشد. این شامل داشتن محتوای بینش انگیز ، جذاب و دقیق است که با موفقیت برای مخاطبان هدف جذاب می شود. چتر برند ایران اهمیت روابط عمومی را در فضای B2B درک می کند و تیم ما تجربه گسترده ای در پشتیبانی از انواع کمپین های روابط عمومی دارد.


–     مقالات برجسته
–     توسعه و توزیع بیانیه مطبوعات
–     روابط رسانه ای
–     ارتباطات داخلی
–     برنامه ریزی و اجرای ارتباطات بحرانی

– برگزاری رویدادها و همایش ها

استراتژی مارکتینگ در دوران رکود بازار

·  مقدمه:

بحران اقتصادی به واسطه سقوط قیمت مسکن در امریکا و  در زمستان سال ۱۳۸۴ آغاز شد. شیوع این بحران زمانی اتفاق افتاد که در امریکا بسیاری از بانک هایی که وام بدون پشتوانه لازم را به متقاضیان اعطا کرده بودند، یکی پس از دیگری ورشکست شدند.(پاتریشیا وئرتز[۱]، ۲۰۰۸) روند اعطای این وام ها طوری بود که برخی از بانک ها حتی تا ۱۱۰% قیمت ملک را،  به صورت وام پرداخت می کردند! ۱۰۰% برای خرید خانه و ۱۰% برای بهینه سازی آن! متاسفانه در این روند هیچ بخش از بازار دست نخورده باقی نماند و تمام شرکتها تحت تاثیر شرایط به جود آمده قرار گرفتند و سعی کردند خود را با این شرایط بحرانی وفق دهند. به دلیل افزایش بیکاری و در عین حال کاهش درآمد، سبد خرید مشتریان، کوچکتر از قبل شد. با رو به وخامت شدن وضعیت اقتصادی و نیز افزایش نرخ بیکاری، میزان اعتباری مشتریان بانکها به سرعت افزایش یافت (نشریه World Economic outlook، ژانویه ۲۰۰۹)  

براساس کتاب آنگ، لئونگ و کاتلر مردم الگوی خرید خود را در بحران های اقتصادی و در شرایط استرس آور تغییر می دهند. آنها در ابتدا درباره شغل خود نگران می شوند و دیگر از خرج کردن پولهای خود لذت نمی برند. اگر خریداران رفتار خریدشان به عنوان پاسخی به محرک بحران اقتصادی را تغییر دهند آنگاه شرکت ها مجبور به انجام تغییر در استراتژی مارکتینگ خود به بر اساس اولویت های جدید خریداران خواهند شد.

فرل و هارتلاین[۲]  در کتاب خود با عنوان استراتژی مارکتینگ می گویند: ” اگر شرکتها می خواهند به اهداف خود دست یابند، آنها می بایست یک طرح را توسعه دهند یا بوسیله نقشه راه[۳]، چگونگی رسیدن به آن را تبیین نمایند” استراتژی مارکتینگ با تغییر پیرامون شروع می شود. مهم است که شرکتها ترکیب درستی از آمیخته های بازاریابی یا همان ۴P معروف شامل محصول، قیمت، مکان و ترویجات را درست کنند. (وانگ، سال ۲۰۰۶) شرکت هایی که رهبر بازار هستند با شرکت هایی که در حال تلاش برای تثبیت برند خود هستند در تبیین این نوع از استراتژی متفاوتند.  سازمان های رهبر بازار به آهستگی خود را وفق می دهند در حالیکه شرکت هایی که در تلاش برای برندینگ هستند می بایست از توانایی خود در تغییر سریع استفاده کنند تا بتوانند موقعیت خود را با قدرت در بازار تثبیت نمایند.

برای تثبیت یا بدست آوردن سهم بازار در هنگام تغیرات پیرامونی همانند شرایط بحرانی، شرکت ها می بایست استراتژی ها و آمیخته های بازاریابی خود را با شرایط پیش آمده تطابق بخشند و این به معنای قطع هزینه های مارکتینگ نیست. بر طبق تحقیق صورت پذیرفته توسط کیت روبرتس[۴]  در سال ۲۰۰۳ سازمانها می بایست در دوران افول اقتصادی یا سرمایه گذاری خود در حوره مارکتینگ را حفظ کنند و یا بودجه مارکتینگ خود را افزایش دهند. شرکت هایی که بعد از این دوران بحرانی، بودجه مارکتینگ خود را به شکل قابل توجهی کاهش نمی دهند، سود و نیز سهم بازار بیشتری را نسبت به شرکت هایی که بودجه خود را قطع کرده اند، کسب خواهند نمود.

بر طبق نظر آنگ، لئونگ و کاتلر (نوشته شده در سال ۲۰۰۰) شرکت ها می بایست در دوران بحران اقتصادی به سمت کالاهای اساسی با برندهای ارزانتر،  کاهش هزینه و استفاده از تبلیغات اطلاعات محور بجای استفاده از تبلیغات عکس محور حرکت کنند. آمیخته بازاریابی به مثابه ابزاری برای اجرای استراتژی ها توسط شرکت ها و نیز نمایانگر تغییرات در آنها نیز هست. از این رو تمرکز این تحقیق بر روی آمیخته های بازاریابی شرکتها و چگونگی تغییرات آنها در این بحران اقتصادی است.

هدف از این مطالعه توضیح چگونگی انجام تغییرات در شرکتهای توزیع کننده کالاهای FMCG در این بحران است و برای شروع به تغییر رفتار خرید  مشتریان می پردازیم.

رویکرد تئوریک

هر شرکتی که در بازاری رقابتی فعالیت می کند می بایست استراتژی داشته باشد و منظور از استراتژی ایجاد مزیت رقابتی است. استراتژی مارکتینگ، برنامه ای است برای استفاده سازمان از نقاط قوت و توانایی های خود برای تطابق آنها با خواسته ها و نیاز بازار. (استراتژی مارکتینگ، فرل و هارت لاین)

برای دست یافتن به استراتژی موفق، تمامی تمرکز می بایست بر پویایی و مشخصات بازار باشد. (مزیت های رقابتی، پورتر) بدین معنا که برخی از صنایع، پویایی بیشتری نسبت به سایر دارند و عوامل پیش برنده کلیدی در بازار رقابتی نقش حیاتی تری در سود آوری ایفا می کنند.

ادامه“استراتژی مارکتینگ در دوران رکود بازار”

تاثیر فرهنگ بر درک برند

شخصیت برند

شخصیت برند به عنوان یک عامل اساسی در هویت برند است  و می تواند به عنوان شخصیت افرادی که به آن برند خاص تمایل دارند نیز تعریف گردد (آکر، ۱۹۹۶). و یا عاملی که می تواند باعث ارتباط یک مصرف کننده با برندی خاص شود در حالیکه در همان وضعیت فردی دیگر با برند متمایز ارتباط خواهد داشت.

شخصیت یک برند مانند شخصیت انسانهاست و داری ابعاد متفاوتی است آکر در سال ۱۹۹۷ ، ۵ بعد را برای شخصیت برند بیان داشت که شامل:

صمیمی بودن، محرک، رهبر با کفایت، پیچیده، ناهموار و نامتعادل

می توان گفت که شخصیت برنداز ارسال شخصیت فرد مصرف کننده به برند ناشی می شود و همچنین برای ایجاد تمایز در بازار باید اول به شخصیت برند توجه داشته و ارتباطات را نیز در نظر بگیریم

تمایز چیست؟

تمایز به عقیده آکر نیرو محرکه قطار برند است و اگر بایستد قطار نیز از حرکت باز خواهد ماند.

(Diferentation is the engine of the brand Train if the brand stop so will the train)

پیشنهاداتی برای تمایز برند

نوآوری، کیفیت،  دوستدار محیط زیست، علاقه مشتری، جهانی شدن، کشور سازنده

هویت برند چیست؟

ب.ام. و عقیده دارد که هویت برند آن از سه مقوله به پویایی، با فرهنگ بودن، به مبارزه طلبیدن یا رقابت پذیری  تشکیل یافته است.

http://www.banik.ir/Photo/Upload/Untitled_205868.jpg

تمایز فرهنگی

فرهنگ شامل کلیه ارزشها و باورهایی است که باعث متمایز شدن افراد از یکدیگر می شود.تمامی پارامترهای فوق به درک متفاوت فرد از یک مفهوم خاص تاثیر گذار است. بر پایه مقیاسهای بازاریابی به شرطی افراد درک مناسبی از یک برند دارند که آن برند  با فرهنگ آنان همخوانی داشته باشد.

ادامه“تاثیر فرهنگ بر درک برند”

نبردی در ذهن مشتریان

هویت یابی در برندینگ ( Brand identification )

نوشته شده توسط محسن تاران (مدیرعامل چتر برند ایران)

مقـــــدمه          

همان طور که رقابت موجب ایجاد انتخاب های بی شماری می گردد، شرکت ها در جستجو روشهایی هستند تا به طور عاطفی با مشتریان ارتباط برقرار نمایند ، و خود را بی همتا و غیر قابل جانشین کنند و روابط دائمی ایجاد نمایند . برند قوی حتی در بازارشلوغ هم خودش را نشان می هد.

مردم عاشق  یک برند می شوند ، به آن اعتماد و برتریش را باور می کنند. فارغ از این که برند(Brand) در آغاز کارش چه  باشد، یک برند غیر انتفاعی باشد یا یک محصول ، چگونگی درک مردم از یک برند برموفقیتش اثر گذار است ./(ویلر ۲۰۰۹) 

زمانی که مصرف کنندگان، به کیفیت نام تجاری توجه زیادی داشته و و رقبا به آسانی می توانند ویژگی های محصول را کپی و تقلید نمایند، ایجاد یک هویت نام تجاری(brand identity) قوی جهت ایجاد ارزش ویژه برای برند، بسیار بااهمیت و گرانبها است(جینس و همکاران،۲۰۰۹) 

در اینجاست که دیگر رقبا قابلیت کپی برداری و رقابت را به سادگی ندارند همین امر موجب گردیده است تا در دهه حاضر نظر بسیاری از متفکران و دانشمندبزرگ  در حوزه برند همانند کاپفرر ، اکر و حتی کلر  به مسله هویت  جلب گشته و در این آمر  به تحقیق و بررسی و ارائه نظرات باارزشی بپردازند . امروزه هویت برند (brand identity)  به عنوان جوهره و اصالت آن  شناخته می شود . (ابراهیمی ۱۳۹۱) 

ادامه“نبردی در ذهن مشتریان”

خودانگاره (brand self image)

در روانشناسی بیان می شود تصویر ذهنی می تواند مربوط به خود فرد باشد که در این صورت از آن به »خودانگاره یا خود پنداره« تعبیر می شود؛ اما در روانشناسی برند به زمانی گفته می شود که فرد با مصرف و یا خرید کالا خود را بجای بازتابش تصور می کند و در ضمیر ناخودآگاه خود می خواهد هویت بازتابش را برای بهبود هویت خود بدست آورد که در اینجا خرید و یامصرف برند یک حالت ” خود بهبودی” را در فرد ایجاد می کند که خود انگاره فرد می باشد بطور مثال وقتی که فردی پس از تبلیغ کفش نایک توسط  مایکل جوردن تمایل به خرید و پوشیدن این کفش پیدا می کند بازتابش فرد در مورد کفش مایکل جردن بوده و خود انگاره آن در ضمیر ناخودآگاه فرد گرفتن ویژگیهای مایکل جوردن همچون قدرت ، وقار و بلند پروازی خواهد بود .     

به هر حال این شش بعد هویت برند مانند یک ساختار بهم پیوست بوده و کاملا با هم ارتباط داشته و تغییر در هر یک برروی دیگر ابعاد هویت می تواند تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد

بنابرابن طراحان برند جهت طراحی و برنامه ریزی و اجرا برنامه برای هر یک از ابعاد باید تاثیرات آن را بر روی دیگر اجزاء پیش بینی کرده و تحت کنترل داشته باشند . 

 در آخر به این نکته باید توجه کرد که بوجود آوردن تداعیات برند در قالب و چهارچوب هویت برند فقط بخشی از راه طولانی برند سازی و خلق برند است و باید به مراحل پیش و بعد از هویت یابی نیز توجه داشت که می توان ادعا نمود شاید در برخی از موارد از بخش هویت یابی نیز می تواند مهمتر باشد .