بازتابش برند (brand reflection)

برای اینکه تعریف دقیقی از  بازتابش و خود انگاره  داشته باشیم نیاز است تا بدانیم  تصویر ذهنی چیست ، تصویر ذهنی؛ صورت حاصل از تجربه، آموزش، فکر، وهم و خیال درباره خود و  پدیده ها در ذهن (موجود زنده به ویژه انسان) است.

تصویر ذهنی (Image)می تواند به واقعیت نزدیک و با آن منطبق و یا از آن دور باشد. تصویر ذهنی،  امری لزوماً انفرادی نیست و گروه ها، سازمانها و جوامع (اشخاص حقوقی) که به دلیل وابستگی به انسان مجازاً  از ارگانیزم  بر خوردارند ،  نیز   می توانند از تصویر ذهن و خودانگاره برخوردار باشند.  

با توجه به مورد بالا برند  نیز می تواند دارای تصویر ذهنی  باشد ،  برندها اغلبا، تصویر یک مشتری را بازتاب می دهند.

بدین ترتیب بازتابش در باره برند را می توان بدین صورت توضیح  داد اگر از مصرف کنندگان یک  برند خودرو سوالاتی در باره ویژگیها و خصایص آن سوال شود ،  واکنش فوری آنان این است که درباره مناسب ترین نوع افردی که می تواند آن را براند و یا صاحب آن باشد تصور نموده و در توضیحات در باره ویژگی های برند وِیژگی های فرد را مورد تصور را توضیح خواهد داد .  

غالبا بین هدف طراحان برند و بازتابش بوجود آمده در ذهن مشتری تفاوتهایی وجود دارد که طراحان برند پس از اجرا هر کمپین به بررسی این تفاوتها پرداخته و جهت بهبود تصویز ذهنی هدف با بازتابش مشتری اقدام به اجرا کمپین های اصلاحی می زنند .  

رابطه برند (brand relationship)

»برندینگ« (branding)را باید فرآیند تسخیر قلب ها و ایجاد جایگاه در ذهن مخاطبان دانست  (نه ایجاد نام یا مارک گذاری برای یک محصول!)

برندینگ، یک ترکیب ارزشمند از احساس و ذهن و یک ارتباط حسی و ذهنی میان مخاطبان و جامعه است که ارزش افزوده در ابعاد متفاوتی بوجود می آورد.

بنابراین بیش از آن که یک برند وظیفه ایجاد تداعیات را در ذهن مشتری به عهده داشته باشد وظیفه اصلی آن ایجاد یک رابطه حسی، دیداری ، عاطفی ، ذهنی و منطقی با مخاطبان خود می باشد .

بدین ترتیب برند را می توان حتی بعنوان یک رابطه با مخاطب خود تعریف نمود که این ارتباط می تواند بصورت شکل ،  نشان ، حرکت ، نماد ، احساسی و عاطفی و حتی ارتباط با ضمیر ناخودآگاه افراد باشد .

فرهنگ برند (brand culture)

بینش فرهنگی برای هر کسی که بخواهد برند سازی(branding) نماید ، امری ضروری است .

نام گذاری ، طراحی لوگو ایجاد تصویر ذهنی ، رنگ ، پیام های کلیدی و فضای خرده فروشی نیازمند تیم خلاقی است که به معنا و پیچیدگی تفاوت های ظریف فرهنگی توجه کند (ویلر ۲۰۰۹)  فرهنگ یک برند به شدت تحت تاثیر  فرهنگ سازمان تولید کننده محصولات برند و کارمندان آن است و اغلبا بر اساس این نظام ارزشی با مخاطبان خود تماس برقرار می کند . 

بدین ترتیب می توان گفت هر برندی فرهنگ ویژه خود را دارد و بر یک نظام ارزشی وِیژه خود استوار می باشد که یکی از وظایف اصلی مدیران برند درک این نظام ارزشی(value system) است و جلوگیری از مقابله آن با فرهنگ جامعه مخاطب می باشد به این معنا که هر چه فرهنگ برند هماهنگ تر با نظام ارزشی جامعه باشد احتمال میزان موفقیت برند را می توان  بیشتر دانست .

بهترین برند ها به تفاوتهای فرهنگی توجه می کنند (ویلر ۲۰۰۹) 

شخصیت برند (brand personality)

روانشناسان ماهیت شخصیت (personality)را این گونه تعریف می کنند “:تعریف سازمان یافته ی ویژگی ها و خصلتها “.منظور از ویژگی ها، روش تفکر، احساست و شیوه ی عملکرد است. بنابراین  شخصیت نام تجاری عبارتست از :مجموعه ای از ویژگی های انسانی که به گونه ای با نام تجاری مرتبط می شود .(به آفرین ۱۳۸۸)   

هر نام تجاری، شخصیتی دارد .اگر، همان گونه که غالباً اتفاق می افتد، یک نام تجاری را با فردی همانند سازی کنیم، به تدریج تصویری از آن فرد می سازیم که از محصولات یا خدمات حرف    می زند. اکثر محققان Jung, Leary, Fysenk & Guilford))به این نتیجه رسیده اند که تعریف دقیق شخصیت بر مبنای پنج  بعد اساسی قرار گرفته است.

 1)حاضر جواب بودن( پر حرف و پر انرژی بودن) 

  • سازگاری و موافقت  (برونگرایی یا خوش ذات و صادق بودن و داشتن روحیه ی همکاری) 
  • پیروی از وجدان و درونیات( مسئولیت پذیری، پیروی از قانون، صلح جو و سر براه بودن) 
  • ثبات احساسی(آرام بودن- براحتی آشفته و عصبی شدن) 
  • آزادی فکری و هوش و خرد( خلاق، منطقی و معقول بودن) 
ادامه“شخصیت برند (brand personality)”

بدنــــه برند : (brand physique)

بدنه یک نام تجاری از مجموعه ویژگیهای بصری یک برند و کالا تشکیل می شود بطوریکه مخاطب می تواند ارتباط بصری با آن برقرار نماید و آن را ببیند و از نگاه دیگر اولین  محل ارتباط برند با مخاطب را می توان  بدنه برند دانست که می تواند از اجزاء و قسمتهای مختلفی تشکیل شود . 

ترکیبی از ویژگی های مستقل که ممکن است یا قابل رؤیت باشند یا ذکر نام تجاری، بی درنگ به ذهن آیند( یا نهفته ) گرچه، با این حال، قابل تشخیص .(پیکر، اساس یک نام تجاری است و کیفیات خود را از محصولات کلیدی، یا برجسته نام تجاری می گیرد. (ابراهیمی ……..) 

ویژگیهای مانند لوگو ، لوگو تایپ، فونت برند ، رنگ برند ، بسته بندی کالاهای برجسته برند و استعاره ها و نشانه های مربوط به برند و محصولات برجسته آن بهرحال می توان اولین نقطه ارتباط مخاطبان با برند  را در ویژگی های و خصایص بدنه با پیکره برند دانست بنابراین مشاهده می شود اغلبا شرکت های تبلیغاتی در این زمینه از وِیژگیهای برند بیشتر تاکید می نمایند بطوریکه در برخی از موارد مشاهده می شود در عملیات برندینگ سایر ویژگیهای برند به فراموشی سپرده می شود .